ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

67

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

آنگاه در ميان دو جناح آتش زد و خورد و شورش شعله‌ور گشت . از سوى ديگر آن هنگام كه قاضى شافعى ساوه ، عمدة الدين محمد پسر عبد الرزاق ( مرده 561 / 1166 ) به كيش حنفى در آمد شافعيان او را متهم ساختند كه تنها از روى هراس و جاه طلبى و از براى جلب علاقه ديوانيان سلطان سلجوقى به اين كار تن در داده است . در آغاز روزگار سلجوقيان ، حكومت مىتوانست زدوخوردهاى فرقه‌اى را زير نظارت داشته باشد ، اما با كاستى گرفتن قدرت سلطانان سلجوقى در پايان اين دوران و پس از سلجوقيان درگيريهاى جناحى و شورش گسترش يافت و در شهرهاى بزرگ ايران ويرانىهايى گسترده پديدار گشت . ياقوت جغرافيادان از ويرانى شهر اصفهان به سبب جنگ و تاراج‌هاى پىدرپى ميان شافعيان و حنفيان سخن مىگويد ، هر بار كه يكى از اين دو دسته بر ديگرى چيرگى مىيافت به چپاول و سوزاندن و ويران كردن برزن دستهء ديگر مىپرداخت » . چون سلطان مسعود با اقدام‌هاى آشكار ضد اشعرى خود با شافعيان مخالفت مىورزيد امير بوزابه در شورش خود عليه سلطان توانست از شافعيان يارى گيرد . رئيس شافعى اصفهان صدر الدين ابو بكر محمد پسر عبد اللطيف خجندى هنگام نزديك شدن بوزابه در سال 542 / 1147 دروازه‌هاى شهر را گشود . يك سال بعد پس از شكست و مرگ بوزابه ، فرمانرواى اصفهان رشيد الدين غياثى كه از سوى سلطان مسعود برگماشته شده بود و تاريخ‌نگار شافعى عماد الدين اصفهانى او را به دشمنى با شافعيان متهم ساخت ، با شتاب به گوشمالى كسانى كه با شورش همكارى نموده بودند پرداخت . ابو بكر خجندى و برادرش محمود به هنگام گريختند ، ولى جماعتى كه گويا حنفى بودند مدرسهء وى را تاراج كرده كتابخانه‌اش را به آتش كشيدند . ديرى نپاييد كه سلطان مسعود برادران خجندى را بخشود . چون ابو بكر در سال 552 / 1157 درگذشت زدوخوردهاى سخت در ميان حنفيان و شافعيان در گرفت . در سال 560 / 1165 ابن اثير از جنگى سخت ميان صدر الدين عبد اللطيف پسر ابو بكر خجندى و ديگر پيشوايان مذهب‌ها يعنى رهبران شافعى و حنفى ، كه هشت روز به